هرس و طمع و مال دنیا
باری اگر کل دنیا را بنده می خرید فردا را دگر درد و شکایت دوبار ا یست
سیر نمی شود صحن شن ز آب حیات تا ابد آب به حلقوم شنزار که باب نیست
درد بنده ز روز عز ل ای یار چیست ؟ آن چیز که با خود برد به قبر اموال نیست
شب و روز هم بنالند ز هرس و طمع که هر کدام ببلعند دیگری را ملال نیست
خرسندم که تهیست دست و وجودم ز آز بامال آز در این زمانه ثبات و قــرار نیست
..............شعر از خودم....
هیچ کسی از زندگیش راضی نیست.تو به هر چه بخواهی حتی اگه بدست بیاری هم بازم راضی نمیشی درست مثله آبی که روی شن روانه هر چه بیاد توی شن فر میره و هیچ کس نمدونه درد این بنده خدا چیه و چی راضیش میکنه .ایا می تونه مال اموالی را که اینقدر تو جمع کردنش هرس داره با خودش توی قبر ببر درست مثله شب و روز که هر کدومشون با هرس توی ۲۴ ساعت جای همدیگر را میگرند ولی اخرش شب شبه و روز روز.کسانی که تو مال دنیا قوته نمی خورند باید خوشحال باشند.چرا که که ارامش دنیا و اخرت ادم با مال وهرس طمع و جمع کردنش نیست.