آشنائی

تو یه شعر ناتمومی
پر واژه های تازه
دفتر خواهش قلبم
واسه بودن با تو بازه
منم اون راه نرفته
جای پائی رو تنم نیست
اول جاده ی عشقم
جاده ای که پر رازه
تو رسیدی و شنیدم
رو تنم صدای پاتو
تو گرفتی و گرفتم
همه جا سراغ جاتو
با سه حرف عارفونه
تو به من دادی نشونه
از یه لحظه با تو بودن
دل گرفت هزار بهونه
سر نخ عشق تو بس بود
واسه رفتن تا ستاره
منو آسمونی کردی
با سر انگشت اشاره
حالا درگیر چشاتم
اون نگاه پاره پاره
دیگه تکراری نمونده
واسه عمری که یه باره
دل من اسیر و تنهاست
غرق شعرهای نخونده
دست این غریق تنها
توی دستهای تو مونده
منا گم کن با یه آغوش
با کلامی عاشقونه
بزار فردا را نبینم
که اون لحظه ناتمومه
محمود-م
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 1:19 توسط محمود ملکوتی
|