جا مانده
به تو ای بنده خالی ز عناد و ز حسد
به تو می گویم ؛ تو
تو که پرواز کنان در سفری
تو در پیش نگاهت
به ملاقات خدا منتظری
در بلندای بزرگ نظرت
در دعای فرج
و
در دعای سحرت
به تو می گویم ؛ تو
و در آن گردش هفتائی خود چون قمرت
غرق در عالم روحانی و بی خود شدنت
به تو می گویم ؛ تو
و به آن شهر منور مشرف شدنت
غافل از هر چه در این خاک گریبان تو بود
به تو می گویم ؛ تو
که به هنگام مناجات مرا یاد کنی
من جا مانده بسی
محتاجم....
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 17:15 توسط محمود ملکوتی
|