دوستان گلم خطا نرید اینجا منظور از لیلا خدای احد و واحد هست و بس

 

چنان سر در گریبانی

تو ابری غرق  بارانی

چنان محو تماشاتم

از این عشقم تو حیرانی

تو از لیلا چه می دانی؟

 

من از لیلا پر از شورم

چنان زیبای کنعانی

تو بر من طعنه کمتر کن

تو خود جزو عزیزانی

تو از لیلا چه می دانی؟

 

من از تو ناامیدم دل

تو الوده به امیالی

بزن بر سینه ات آهی

به هنگام سحر گاهی

تو از لیلا چه می دانی؟

 

تو آن خواب سحرگاهی

که وا می مانی از مقصود

بیا  اهل  روایت  شو

چنان عیسای نصرانی

تو از لیلا چه می دانی؟

 

بیا در صف یاران شو

تو خالص همچو باران شو

بزن ساز اهورائی

بدور از نفس عماری

تو از لیلا چه می دانی؟

 

نظر کردم به رویت عشق

ببین در محفل عُشاق

به هنگام سحر جانا

بخوان نجوای پنهانی

تو از لیلا چه می دانی؟

 

من آنم، رهروی  خسته

نگاهم بر تو پیوسته

تو گرَدآلوده ی ای دل

چرا از او گریزانی؟

تو از لیلا چه می دانی؟

 

توخود در بند بارانی

من آن محمود معبودم

به لیلایم عبادت کن

تو ای شب گرد پنهانی

تو از لیلا چه می دانی؟


محمود-م