فاصله ها
بی تو یک روز ، در این فاصله ها خواهم مــرد
مثل یک آه شکسته ،در ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی ، همه ی ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه ی آن ، ثانیه ها خواهـم مـرد
شعله ها ، بی تــو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج ، در این خاطره ها خواهم مــرد
گــم شــدم ، در قــدم دوری چشمان بهار
بی تو هر روز ، در این عاطفه ها خواهم مرد
فریاد ؛ در این شهر ستم ، نیست مرا دادرسی
دریاب دلم را ، من از این ظلم زمان خواهم مـرد
بغض باران چکــد از ، غصــه ی ابــر در پائیـز
مشو شاداب ، از این اشک روان خواهم مـرد
چــو سبک ساری مـرغان ، پـی آغــاز بهار
نیست بالی ،من از این درد و فغان خواهم مـرد
کوچــه های سفـرم ، بسته بــه تالار زمــان
گر چه پرواز کنم دور ،به کویت نگران خواهم مـرد
آشیانم ز تـو خالیست ،کـه بس نیست خـزان؟
گر نيايي ،بی تــو ای ، دُر گران خواهــم مـرد
آرزوئـی بـه دلــم مـانـده بـه هنگــام وداع
بی تو و روی تو و عشق نهان ،خواهم مـرد