ای دل ازتو خسته شدم، تو هم با ایـن عاشقیات

بســه دیگه تمـــوم کــن ایـن، دلبـاختن و بچگیـات

من کـه گناهی نـدارم، توئی با عشق سینه سوز

چقدر بگـم بسـه دیگه، گـوش نکــن و حـالا بسـوز

تـو هـم یکــی مثلـه همـه، هـدیه تــو همش غمـه

منــو بــه آتیـش کشیــدی ،آخــه اینــم حــق منـه

می خوام خوشت باشه دلم، عشقتو بـردار و بـرو

منم می رم پیش خودم، تا کـم کنـم ایـن حرفــارو

کار تو که عاشقـی نیست، گـریه و غصـه خوردنـه

دلـت به هـر کـی بسـه شــد، تازه شـروع مردنـه

من دیگــه جائــی نــدارم، تــو دل بــرای این و اون

خسته شدم از عاشقی، شکسته شد غرورمون

 

شعر از خودم...........................................................................