بارون و خاطره هاش

وقتی بارون می باره دلم بی تــابی می کنه
واسـه یاد آوردنت ، چشمــام و آبـی می کنه
آخه تو عاشق بارون بـودی و مــنم نـگــا ت
ایـــن دوتــا همـدیگـرو یه جـوری یـاری می کنه
زیــر بــارون صـــورتت از همه وقت قشنگتــــره
می دونی بارون میاد اشکاتـو پنهــون می کنه
بارونم رفقیمه، همراهمه، برای غصــه خوردنم
یه جـورای وقتی میــاد قلبمو داغــون می کنه
دل بارون زده ام پـــر شــده از خـــاطــرهــات
برنگـردی دوبـــاره ، خـونمــو ویـــرون می کـنه
یـه باره دیگه می خـوام بارون و با تــو ببیـنم
پشـت این پنجره باز، عشــق و فراون می کنه
اره عــاشـقش منم ،دعــا کـنـم بارون بیــاد
که اگه بارون نیاد ، منـو پریشــون می کنــه
بارش بارون و اون عاشقیاش یه بـرگ دفتـر منه
دل محمود و با اون خاطره هاش خـون می کنه
شعر از خودم......................................................................