پاشو جونم
همانگونه که مرا ترک می کرد گفت که مرد!!! گفتم که؟
گفت همان که دلش را به تو سپرد!
گفتم کی؟
گفت همان وقت که زهر دوری تورا به جان خورد!!!
پاشو جونم
پس به زانو چه نشستی
پاشو جونم
دیگه اون اشکارو پاک کن
غما را یک سر خاک کن
عزیزم جون دلم
حیف اخه چشم قشنگت
کو دیگه اون آب و رنگت
برای کی...برای چی؟
چرا گلبرگ لطیف گونه هات مخمل زرده؟
چرا اون دل که به پاکی مثل بارون بهاره؟
دیگه از عالم و ادم
از زمین و اسمون
حتی از دلهای پاک و مهربون
از همه سرده؟
حیف چشمان قشنگت
گریه کی درمون درده
تا بجنبی می بینی هستی گذشته
شبهای مستی گذشته
می بینی دوربرت برگ خزونه
روی اون چهره زیبا جای پاهای زمونه
دل تو سینت توهی از شورو حیات یه کویره
همونایی که با یک خنده شیرین
زیر پات هستی می ریزند
پیش روت نه!!!!
ولی از پشت سرت
زمزمه دارند
دیگه پیره!!!!
می بینی شوری نمونده
تو دلت نوری نمونده
می بینی چشمه های شادی و امید دیگه کوره
پشت سر غیر سیاهی نمی بینی
هر چی بوده
دیگه رفته
از تو دور!!!!
می بینی روزنهاتم کور وبسته
پر و بال تو شکسته
گرد خاموشی و حسرت
روی اون زلفا نشسته
راه برگشتی نمونده
پشت سر پلها شکسته
می بینی این دل پر شور و تلاطم
دیگه بیهوده به کنج قفسی کهنه اسیره
بغض سنگین و سیاهی می گیره راه گلوتو
مثه اون گلهای سرما زده فصل زمستون
خنده ی تلخ تر از گریه رو لبهات میشه پر پر
که خدایا دیگه دیره
پاشو جونم
پاشو این اشکارو پاک کن
غمارو یکسره خاک کن
دل بیقدری اگه
قدر دلت را نمدونه
اگه با اون دل پاکت نمی مونه
دنیا اخر نمی شه
اینو می دونی
حیف ایام جوونی
اگه قدرش را ندونی
پاشو غمها را رها کن
گل لبهاتو به روی خنده وا کن
پاشو جونم
دیگه عمری که می ره بر نمی گرده
گریه کی درمون درده
گریه کی درمون درده