شب یلدای نهایت
خرمن عمر درو کردن و رفتن هنر است؟
ما برای شب یلدایِ نهـایت چه اندوختــه ایم؟
پُشتــه توشـه تـو ، بیش ز اِبلیس نبـــود
انچه نیک کرده همان خرمن خود سوخته ایم
بار الها نظری کـن به سیاهــانِ سفیـد
ما که در وصـف تو لالیم و دهان دوخته ایم
شعر از خودم........به بهتربن تفسیر این شعر هدیه ای تعلق خواهد گرفت.........
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 0:10 توسط محمود ملکوتی
|