یاد آن روزها خوب عاشقی
یاد آن شبها که در چشمان من خوابی نبـود
غیر یاد عشق،در جــانها ،تــب و تـابی نبـود
دست در دست، گردش کنان با شور و شوق
جـز فــروغ چهـرت، در بـاغ مـهتــابی نبــود
یاد آن شبهـا که در میخـانه عشـق و امیــد
جـز لبـانه بوسـه خـواهــد،بـاده نابـی نبــود
یـاد آن ازادی انـدیشـه و آن عشــق پاک
صحبـت از نقدینـه و مـال و زر نـابی نبــود
یاد آن شعر و غزل های قشنگ عاشقـی
بــر لبــانت صحبــت دیــدار فــردایـی نبــود
یاد آن شبها که در رویــا بـودی مست وشاد
از هجوم موج غم سیلاب و غرغابی نبــود
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 16:12 توسط محمود ملکوتی
|